یکی یه دونه پسربابا

خاطرات شیرین محمدرضا

نی نی خوشگل ما

گاه شمار زندگی(دو سالگی)

١٣/١٠/٩٢                تولد دو سالگی مبارک   بالاخره بعد از کلی تفکر مامانی تصمیم گرفت تم تولدت آدم برفی باشه آخه من همیشه دنبال تم هایی هستم که تک باشه وتکراری نباشه یا لا اقل کمتر دیده شده باشه.برای همینم این تم رو برات در نظر گرفتم.حالا هم خوشحالم که همه چی عالی وهمونطوری که میخواستم شد. ناگفته نمونه که وقت زیادی برای درست کردنشون صرف کردم وترجیح دادم همه روخودم اونطور که می خوام درست کنم.البته بگم به هزارویک دلیل که تو پرانتزمیگم تولدت٢٠ روز عقب افتاد  یعنی٣/١١/٩٢روز پنجشنبه تولدت رو گرفتم ...
3 اسفند 1392
1442 16 16 ادامه مطلب

گاه شمار زندگی (بیست و سه ماهگی)

١٣/٩/٩٢                   بیست و سه ماهگی مبارک هر از چند گاهی به کتابخانه نزدیک خونمون میریم و برات کتاب و خمیر و وسایل آموزشی میخریم و تو خیلی اونجا رو دوست داری چون پر کتابه و از دیدن کتاب ها ذوق زده میشی. هر از گاهی هم باهامون تماس میگیرن  و دعوتت میکنن که ببریمت اونجا تا خانم قصه گوبرات قصه بگه. وکلا محیط جذابیه همه نی نی  کوشولوها میان و قصه گوش میکنن. اما تو از شنیدن قصه لذت نمیبری و میری سراغ کتابها. و یا رو صندلی میشینی و نقاشی میکشی البته به روش خودت و اصولا رو دستات رو نقاشی میکن...
22 بهمن 1392

گاه شمار زندگی(بیست و دو ماهگی)

١٣/٨/٩٢                            بیست و دو ماهگی مبارک   تو این ماه دو تا مناسبت داشتیم یکی عید غدیر یکی هم تولد بابایی بابایی تولد وعید شما مبارک ایشالا 120000000 ساله شی. سید کوشولوی مامان باز هم طبق رسم هر سال مامانی مجبورت کرد تا همه پول ها رو با انگشت کوشولوت مهر بزنی. این کیک هم دستپخت خودمه. ...
22 بهمن 1392

گاه شمار زندگی(بیست و یک ماهگی)

١٣/٧/٩٢                              بیست و یک ماهگی مبارک   شاید بهتر باشه مستقل شدنت رو تو این ماه تبریک بگم. 21 مهر روز ترک شیر و تنها خوابیدنت بود. این ماه شدیدا وابسته من شده بودی وبه توصیه دکترت باید از شیرمیگرفتمت تاغذا بیشتربخوری و من هم به یکباره تصمیم گرفتم ازشیربگیرمت ودقیقا 21 مهرماه ازشیرگرفتمت وهم اینکه از خودم جدات کردم وتنها روتختت خوابیدی البته چندروز پایین تختت میخوابیدیم وخردخرد فرارکردیم چند ...
22 بهمن 1392

گاه شمار زندگی ( نوزده ماهگی)

١٣/٥/٩٢                                  نوزده ماهگی مبارک   نوزده ماهگیت درماه مبارک رمضان بود واین ماه  اتفاقهای زیادی که برای من رخ داده بود انرژی زیادی از من گرفت. ومن اصلا فرصت که نه انرژی کافی برای آپ کردن وبلاگت نداشتم بابت همین واقعا متاسفم که نتونستم عکسی از این ماهت داشته باشم و به وقتش آپ کنم ولی قول میدم تو پستهای بعدی جبران کنم. از همه دوستان گلم که کامنت دادند و به ما لطف داشتن تشکر میکنم.و عذر خواهی میکنم که نتونستم...
21 بهمن 1392

سالگرد ازدواج مامان و بابا

92/4/11                 سالگرد ازدواج مامان و بابا مبارک   5 سال مثل برق و باد گذشت.امیدوارم سالیان سال در کنارهم بتونیم به خوبی زندگی کنیم. خوب بالاخره وقت کردم بیام و ادامه مطلب رو اضافه کنم. امسال قسمت بود سالگرد ازدواجمون رودرکناردایی حمید وزندایی و دو قلوهاشون باشیم. به مناسبت ماهگردتو وسالگردازدواجمون یه کیک گرفتیم وبا دایی اینا که اونا هم یه کیک به مناسبت ماهگرد سارا و ثنا گرفته بودن به پارک ملت رفتیم و دور هم بودیم. خیلی هم خوش گذشت. البته قبل از پارک رفتیم خونه ...
21 بهمن 1392

جاده چالوس

92/3/3                یه روز آفتابی و جاده چالوس روزدوشنبه که مصادف با نیمه شعبان بود با خاله ها و دایی ها قرار شد بریم جاده چالوس. با اینکه هوا خیلی گرم وآفتابی بود ولی خیلی خوش گذشت چون تورودخونه آب تنی کردیم و خنک شدیم. شب نیمه شعبان هم خونه دایی حمید بودیم چون قراربود یه جشنی نزدیک خونشون برپا بشه برای همینم منو توبعد ازظهررفتیم خونه دایی تا شب بابایی هم بیاد و بریم جشن. قرار بود بازیگران خنده بازاربیان اونجا.اتفاقا شب با دایی اینا رفتیم جشن اما اینقدرشلوغ وگرم بود که ترجیح دادیم بریم خیابونها رو که چراغونی شده بود ببی...
6 تير 1392